استفتائات
Exit

 

موسیقی

آبجو بدون الکل

طهارت کفار

ارث زن و مرد

بلیط بخت آزمایی

سود بانکی

وقف

تراشیدن ریش

مرتگج

خوردنی ها

مرجع اعلم

سن بلوغ

دانلود کتاب

تبدیل حکم سنگسار و اعدام

قبله

محرمیّت

عقد فضولی

سیگار کشیدن

غذای میزبان

اعتقاد به علم لدنّی

تشرف به اسلام

طهارت در نماز

دست دادن با نامحرم

زدن همسر

 

حجاب

 

 

استفتائات خود را در موضوعات دیگر، به آدرس ذیل ارسال فرمایید

info@hoseini.org

توضیح

در زمینه اینکه خمس را در زمان غیبت امام زمان (ع) به چه کسی باید پرداخت کرد، بیش از ده نظریه در میان فقهای شیعه وجود دارد. اکثر آن نظریات، فاقد دلیل قانع کننده است. آنچه ما از قرآن شریف و سنّت پیامبر گرامی اسلام (ص) و سیره امامان معصوم علیهم السلام استنباط می کنیم این است که یک پنجم خمس، صرف امور خیریه مورد رضایت خداوند شود، و چهار پنجم خمس، باید به منظور ریشه کن شدن فقر، به دست تهیدستان، یتیمان و نیازمندان برسد.
حتی رسول خدا (ص) هم که مسئولیت تأمین مالی برای حکومت و زعامت جامعه نوپای اسلامی را بر عهده داشتند، بیش از یک پنجم (بیست درصد) خمس را برای مصارف امور خیریه اخذ نمی نمودند، و چهارپنجم (هشتاد درصد) خمس را به دست فقرا و یتیمان و نیازمندان (اعم از ذوی القربی (سادات) و غیر سادات یعنی عامه فقرا می رساندند.
روایت معتبر ذیل، این حقیقت را تأیید می کند:
"عن أحمد بن محمّد ، عن الحسين بن سعيد ، عن حمّاد بن عيسى ، عن ربعي بن عبد الله بن الجارود ، عن أبي عبد الله عليه‌السلام قال : كان رسول الله    صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم إذا أتاه المغنم أخذ صفوه وكان ذلك له ، ثمّ يقسّم ما بقي خمسة أخماس ويأخذ خمسه ، ثمّ يقسّم أربعة أخماس بين الناس الذين قاتلوا عليه ، ثمّ قسّم الخمس الذي أخذه خمسة أخماس ، يأخذ خمس الله عزّ وجلّ لنفسه ، ثمّ يقسّم الأربعة أخماس بين ذوي القربى واليتامى والمساكين وأبناء السبيل، يعطي كلّ واحد منهم حقّاً ؛ وكذلك الإمام أخذ كما أخذ الرسول صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم".

ترجمه: از احمد بن محمد، از حسین بن سعید، از حمّاد بن عیسی، از ربعی بن عبدالله بن جارود، از ابی عبدالله (امام صادق) علیه السلام، فرمود: روش پیامبر خدا (ص) این بود که هنگامی که غنیمتی را به نزد ایشان می آوردند، آن حضرت آنچه را که مخصوص ایشان بود بر می گرفتند. آنگاه آن غنیمت را به پنج قسمت تقسیم می فرمود و یک پنجم آن را می گرفت و چهار پنجم را به آنان که آن اموال را با مبارزه به دست آورده بودند تحویل می داد. آنگاه آن مبلغ خمس را نیز به پنج قسمت تقسیم می فرمود و یک پنجم (بیست درصد) آن را که از آنِ خداوند بود نزد خود نگه می داشت و چهار پنجم (هشتاد درصد) آن خمس را بین ذوی القربی (سادات فقیر) و یتیمان و تهیداستان و در راه ماندگان توزیع می فرمود، و به هر گروه از آن نیازمندان، حق او را ادا می کرد. امام نیز، به همین ترتیب، مانند رسول گرامی اسلام (ص) رفتار می نمود.
این حدیث شریف و روایات نظیر آن در معتبر ترین منابع روایی شیعه مانند وسائل الشیعه، باب اول از ابواب الخمس، و کتاب الاستبصار، نوشته شیخ صدوق ، جلد 2، و کتاب التهذیب، نوشته شیخ طوسی، و امثال آنها آمده است.
بر اساس این روایات شریفه، سنّت پیامبر گرامی اسلام (ص) و پیشوایان معصوم علیهم السلام که سخن خداوند را در قرآن مجید تفسیر می کند، کیفیت توزیع خمس میان مستحقان آن روشن می گردد.

 

توضیحات

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین

حکم وجوب حجاب، در آیات 31 از سوره نور ، و 59 از سوره

احزاب و غیر آن بیان گردیده است.

اما در خصوص انگیزه پوشش موی سر زنان در اسلام و نوع حکم مذکور از نظر فقهی، دو دیدگاه مطرح است:

دیدگاه نخست اینکه عدم پوشش موی سر زنان به طور کلی، موجب بر انگیختن شهوت است و بر خلاف عفت عمومی و باعث انتشار بی بند و باری در جامعه مسلمانان می گردد. لازمه این امر، وجوب پوشش موی سر نسبت به همه زنان مسلمان است. صاحبان این دیدگاه ، وجوب پوشاندن موی سر زنان را مبتنی بر این دانسته اند که موی زن به طور کلی موجب بر انگیختن شهوت می باشد و لذا از موی سر زن به عنوان "عورت" تعبیر نموده اند.

دیدگاه دوم این است که پوشش بدن زن مسلمان واجب شرعی است و شامل حال همه زنان می شود. اما امر به پوشش موی سر بانوان مسلمان، بر زنان مسلمان آزاد واجب گردیده و بر زنان و دخترانی که کنیز بوده اند واجب نشده است و این امر به خاطر امتیاز و مشخص شدن زنان آزاد از زنان کنیز بوده است. از اینرو، حکم پوشش موی سر که در قرآن و روایات آمده است، از نوع احکام شرعی مدیریتی و حکومتی بوده است که به منظور شناخته شدن زنان مسلمان آزاد از کنیزان صادر شده است.

اشکال مهمی که بر دیدگاه اول وارد می شود این است که اگر عدم پوشش موی سر زنان به شکل عام، سبب انتشار بی بند و باری در جامعه مسلمانان می بود و این امر دلیل وجوب پوشش موی سر زنان مسلمان محسوب می شد، هرگز پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و أئمه اطهار علیهم السلام، اجازه نمی دادند که خیل بزرگ کنیزان در جامعه مسلمانان بدون روسری و بدون پوشش موی سر خود در اماکن عمومی ظاهر شوند. بلکه دستور می دادند همه زنان (از جمله جمعیت زنان و دختران که کنیز بودند و تعداد آنان نیز بسیار زیاد بود) باید در مکان های عمومی، موی سر خود را بپوشانند، زیرا در غیر این صورت، عفت عمومی خدشه دار می گردید و بی بند و باری، سراسر جامعه مسلمانان را در بر می گرفت.
این در حالی است که بر اساس روایات معتبر اسلامی، و فتوای اکثریت قریب به اتفاق فقها و راویان شیعه، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله  و أئمه اطهار علیهم اسلام، زنان و دختران که برده بودند و به عنوان کنیز (أمة) در جامعه مسلمان حضور داشتند را به پوشش موی سرشان فرمان ندادند. بلکه زنان و دختران جوان کنیز، بدون روسری و بدون پوشش موی سر، در زمان حیات رسول گرامی اسلام و امیر مؤمنان و أئمه اطهار علیهم السلام در جامعه مسلمین رفت و آمد داشتند و در اماکن عمومی نیز حضور می یافتند. علاوه بر این، رهبران مسلمان در صدر اسلام ، تأکید داشتند تا تفاوت زنان آزاد با زنان برده و کنیزان معلوم باشد.
روشن است که اگر صِرفاً عدم پوشش موی سر یک زن مسلمان امری منکر و حرام شرعی و خلاف عفت عمومی و مایه ترویج بی بند و باری در جامعه مسلمانان بود، قطعا پیامبر گرامی اسلام (ص) و پیشوایان معصوم (ع) از باب امر به معروف و نهی از منکر، عکس العمل جدی نشان می دادند و این عمل را مجاز نمی دانستند ، بلکه از آن نهی می نمودند، نه اینکه بگویند که کنیز  لازم نیست سر خود را چه در حال نماز و چه در موارد دیگر بپوشانند.
در آیه شریفه قرآن نیز به این حقیقت اشاره شده است که انگیزه حجاب، شناخته شدن زنان آزاد از کنیزان است.
عبارت "ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا" در آیه 59 از سوره مبارکه احزاب نیز ، بر اعتبار شناخته شدن زنان مسلمان آزاد از زنان برده و کنیزها دلالت می کند. مفسران بزرگی از شیعیان مانند شیخ طبرسی در تفسیر "مجمع البیان" و علی بن ابراهیم قمی در کتاب "تفسیر قمی" و مفسرانی دیگر به امر تصریح کرده اند که انگیزه حکم پوشش سر برای زنان مسلمان آزاد، مشخص بودن زنان آزاد از کنیزان بوده است.
اینک، به شرح روایات اسلامی از کتاب "وسائل الشیعه" و دیگر کتب روایی اسلامی مانند "الکافی" و "التهذیب" در خصوص عدم لزوم پوشش موی سر زنان و دخترانی که کنیز و جاریه  بوده اند (چه در حال نماز و چه در غیر حال نماز و اماکن عمومی) می پردازیم.
محمّد بن مكّي الشهيد في ( الذكرى ) قال : روى علي بن إسماعيل الميثمي في كتابه عن أبي خالد القمّاط قال : سألت أبا عبدالله ( عليه السلام ) عن الأمة ، أتقنّع رأسها ؟ قال : إن شاءت فعلت ، وإن شاءت لم تفعل .

ترجمه: محد مکّی شهید در کتاب "الذکری" گفته است: علی بن اسماعیل میثمی در کتاب خود از ابی خالد القماط روایت کرده است که از ابی عبدالله (امام صادق) علیه السلام پرسیده : آیا کنیز باید سر خود را بپوشاند؟ فرمود: اگر بخواهد انجام دهد و اگر نخواهد انجام ندهد.

  وبإسناده عن سعد ، عن أحمد وعبدالله ابني محمّد بن عيسى ، عن الحسن بن محبوب ، عن العلاء عن محمّد بن مسلم ، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) قال : قلت له : الأمة تغطّي رأسها ؟ فقال : لا ، ولا على أُمّ الولد أن تغطّي رأسها إذا لم يكن لها ولد .

ترجمه: به آن اسناد از سعد، از احمد و عبد الله پسران محمد بن عیسی، از حسن بن محبوب، از علاء، از محمد بن مسلم، از ابی عبدالله (امام صادق) علیه السلام روایت می کند که گفت: به امام عرض کردم: آیا کنیز سر خود را می پوشاند؟ فرمود: نه، و (کنیز) امّ ولد هرگاه فرزند نداشته باشد، باز هم لازم نیست سر خود را بپوشاند.

 

محمّد بن يعقوب ، عن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن علي بن الحكم ، عن العلاء بن رزين ، عن محمّد بن مسلم ، عن أبي جعفر (عليه السلام) ـ في حديث، قال: قلت: الأمة تغطّي رأسها إذا صلّت ؟ فقال : ليس على الأمة قناع .

ترجمه: محمد بن یعقوب، از محمد بن یحیی، از احمد بن محمد، از علی بن الحکم، از علاء بن رزین، از محمد بن مسلم، از ابی جعفر (امام باقر) علیه السلام، در حدیثی می گوید : از آن حضرت سؤال کردم: آیا کنیز باید سر خود را در هنگام نماز بپوشاند؟ آن حضرت فرمود: پوشش سر برای کنیز لازم نیست.

محمّد بن علي بن الحسين بإسناده عن محمّد بن مسلم ، عن أبي جعفر ( عليه السلام ) ...قال : وسألته عن الأمة إذا ولدت ، عليها الخمار ؟ قال : لو كان عليها لكان عليها إذا هي حاضت ، وليس عليها التقنّع في الصلاة .

ترجمه:  محمد بن علی بن الحسین، به اسناد خود از محمد بن مسلم، از ابی جعفر (امام باقر) علیه السلام نقل می کند که  گفت: از آن حضرت پرسیدم: آیا اگر کنیزی فرزند بیاورد، پوشش سر بر او واجب است؟ آن حضرت فرمود: اگر واجب بود، از همان اول که بالغ می شد و خون حیض می دید، می بایست سر خود را بپوشاند. علاوه بر این، در نماز هم لازم نیست پوشش بر سر نهد.

منابع روایات یادشده:
 (الکافی ج۳ ص۳۹۴ ، التهذیب ج۲ ص۲۱۷ ، الوسائل، أبواب لباس المصلي، ب۲۹)

از این روایات به خوبی معلوم می گردد که کنیزان می توانستند سر خود را نپوشانند .
بدین جهت، اکثریت قریب به اتفاق فقهای شیعه، پوشش سر زنان کنیز را واجب ندانسته اند.
روشن است که اگر نپوشیدن موی زن به طور کلی منافی با عفت عمومی و باعث فساد جامعه و گسترش بی بند و باری می شد، هرگز رسول گرامی اسلام (ص) و امام علی (ع) و پیشوایان معصوم علیهم السلام ، عدم پوشش موی سر کنیزان که شامل زنان و دختران جوان می شد را در عرصه های مختلف و اماکن عمومی، مجاز نمی دانستند بلکه آنان را نیز به پوشاندن موی سرشان امر می کردند.
در اینجا بیان چند نکته لازم است

  1. اسلام با پدیده برهنگی زنان مخالف است و پوشش بدن را واجب قطعی و ابدی می داند.
  2. بانوانی که موی خود را می پوشانند از اجر الهی بهره مند می شوند و از فضیلت معنوی برخوردار هستند.
  3. حکم وجوب پوشش سر برای زنان آزاد و عدم وجوب آن برای زنان و دختران کنیز، بدلیل آن است که بانوان آزاد و زنان کنیز از هم مشخص شوند. همانطور که بیان شد، بسیاری از مفسران بزرگ شیعه مانند صاحب تفسیر مجمع البیان و صاحب تفسیر قمی، این نظر را تأیید کرده اند.
  4. اوامر قرآن شریف و روایات اسلامی در خصوص وجوب پوشش سر برای زنان مسلمان آزاد از نوع اوامر شرعی مدیریتی و حکومتی اسلامی است و انگیزه آن هم تفکیک زنان آزاد از زنان کنیز بوده است. با این بیان، معلوم می گردد که چرا اکثر فقهای شیعه پوشش سر را برای زنان و دختران کنیز واجب ندانسته اند

توضیحات بیشتر را می توانید در کتاب "معمای زلف" مراجعه فرمایید

 

 

سؤال:

نظر شما در مورد پاک بودن یا نجس بودن کفار چیست ؟

جواب:

کفار ، اعمّ از کفار کتابی یا غیر کتابی ، ذاتا پاک هستند ؛ مگر اینکه نجاست عرضی بواسطه  آلودگی آنان به اشیاء نجس مانند مشروبات الکلی ، خون و غیره به اثبات برسد.

 

سؤال:

آیا حاکم شرع می تواند احکامی مانند سنگسار و اعدام افراد را به احکام دیگری مانند زندان و جریمه های نقدی تبدیل نماید؟

جواب:

در خصوص ابواب حکومتی و مدیریتی جامعه در فقه اسلامی، پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و ائمّه معصومین علیهم السلام و حاکم شرع (یعنی فقیه جامع الشرایط عادل و مبسوط الید) در زمان غیبت کبرا می توانند با استناد به قواعد کلی فقه اسلامی، و بر اساس مصالح عامه امت اسلام، احکام مذکور را تبدیل نمایند.

 

سؤال:

من در کانادا زندگی می کنم و در بانکهای این کشور ، حساب پس انداز دارم و ماهانه  مبلغی را به عنوان سود بانکی به حساب من واریز می کنند. آیا گرفتن سود بانکی از بانکهای مذکور جایز است ؟

جواب :

گرفتن سود از بانکهای غیر مسلمانان جایز است.

سؤال:

می خواستم بدانم بهره بانكی كه  در اورپا به حساب پس انداز ریخته می شود تكلیفش چی است؟ می شود خرج كرد یا نه ؟


جواب:
گرفتن بهره بانکی از بانک های غیر مسلمان جایز و حلال است و می شود خرج کرد.

 

سؤال:

ما در آمریکای شمالی زندگی می کنیم. یکی از مسائل مورد ابتلاء ما مسئله مردگج است که برای خرید ملک از بانک ها گرفته می شود. آیا گرفتن آن از نظر شرعی جایز است ؟

پاسخ:

اگر امر مذکور به صورت مشارکت متناقصه باشد ، اشکالی ندارد. به این صورت که یک شخص، بخشی از بهای ملک را می پردازد و بانک هم یک بخش دیگر را پرداخت می کند و آن ملک را به صورت مشارکتی می خرند و در ملک هردو شریک هستند. آنگاه بانک، سهم خود را به صورت تدریجی به شخص یادشده می فروشد و مبلغی را به صورت اقساط مدت دار ، دریافت می کند و به این صورت از سهم بانک در طول زمان کم می شود و به سهم شخص مذکور اضافه می گردد و پ از اینکه آخرین قسط توسط شخص مذکور به بانک پرداخت شد، تمام ملک به ملکیت آن شخص در می آید. طبعا از آنجا که بانک از سهم خود در آن ملک استفاده نمی کند، مجموع مبالغ اقساطی که در مدت مورد توافق دریافت می کند، از مبلغی که در ابتدا برای خرید آن پرداخته است، بیشتر خواهد بود. این مقدار اضافه اگر از باب اجاره بهای سهم بانک از ملک خودش باشد که از شخص شریک خود دریافت می کند، و یا به عنوان معامله قسطی باشد، اشکالی ندارد. زیرا بانک می تواند بگوید: سهم بانک که در هنگام خرید ملک مثلا 200000 دلار ارزش داشته به صورت اقساط به شخص یادشده به مبلغ بیش از 200000 دلار فروخته می شود تا طیّ مثلا 20 سال به صورت اقساط درازمدت توسط شخص مذکور به بانک پرداخت شود.

 

سؤال :

نظر جنابعالی در باره  Lotto (خرید و فروش بلیط های بخت آزمایی) چیست ؟

جواب :

در صورتی که سازمانی که متصدی این امر است ، فقط برای کمک به امور خیریه مانند ساختن بیمارستانها ، مدارس و امثال آن ها بلیط بفروشد و مردم نیز با علم و آگاهی از این امر و به قصد کمک به کار خیر مبلغی بدهند ، و کلیه سود خالص آن صرف امور خیریه شود ، و این امربرای همه افراد توضیح داده شود و آنها نیز راضی باشند ، اشکالی ندارد.

 

سؤال :

آیا تراشیدن ریش حرام است ؟

جواب :

تراشیدن ریش حرام نیست.

 

سؤال :

آیا شنیدن موسیقی از نظر شما جایز است ؟

 جواب :

شنیدن موسیقی با رعایت سه شرط جایز است

اول اینکه در اشعار آن ، مطالب مبتذل و رکیک یا تحریک کنند شهوات نباشد.

دوم اینکه نحوه اداء آن متناسب با مجالس فساد و فحشاء که نوعا انسان را به سوی شهوات حیوانی می کشاند نباشد.

سوم اینکه زن برای مردان خوانندگی نکند.

   

سؤال :

سنّ بلوغ دختر و پسر چند سال است ؟

جواب :

بلوغ بر سه نوع است :

1- بلوغ جسمانی که موجب تعلق احکام عبادی است و حکم آن در اینجا بیان می گردد.
2- بلوغ فکری که موجب تعلق احکام حقوقی و جزایی است که علاوه بر بلوغ جسمانی ، باید فرد به سنّ رشد که در قوانین جزایی اسلام آمده است برسد.

3- بلوغ اقتصادی که موجب تعلق احکام معاملات است  که علاوه بر بلوغ جسمانی ، باید فرد به مرحله رشد و تشخیص مصلحت اقتصادی از دیدگاه عرف ، برسد.

آنچه در این مقال بیان می گردد ، تنها بلوغ جسمانی را در بر می گیرد.

بر مبنای روایات اسلامی، دو معیار برای تشخیص سنّ تکلیف دختران و پسران بیان گردیده است: یکی از آن دو معیار، رسید به سنّ و سال خاص ، و دیگری بروز علائم بلوغ جسمانی آنان است.
استنباط ما از مجموعه آیات و روایات اسلامی این است که : اگر دختری پس از اینکه نه سال او کامل شد تا سنّ سیزده سالگی حیض ببیند، به سنّ تکلیف رسیده است و باید عبادات الهی را انجام دهد ؛  اما اگر در این مدت زمان حیض نبیند ،  پس از کامل شدن سنّ سیزده سالگی ، مکلّف    می باشد و باید اعمال عبادی را به جا آورد.
تشخیص سنّ تکلیف پسران به این صورت است که : اگر پسری پیش از آنکه به سنّ پانزده سالگی برسد محتلم شود، به سنّ تکلیف رسیده است، و اگر تا آن زمان محتلم نشود ، وقتی پانزده سال او کامل شد ، مکلّف است و باید عبادات را انجام دهد.
نکته ای که باید در اینجا مدّ نظر قرار گیرد این است که : اگر انجام برخی از عبادات مانند روزه ماه رمضان، خارج از طاقت دختر یا پسری است که تازه به سنّ تکلیف رسیده است، عمل یاد شده در آن زمان بر او واجب نمی باشد و قضای آن به وقت دیگری که توان انجام آن را داشته باشد، موکول می گردد.

 

 سؤال :

برخی از کسانی که خود را منتسب به عرفان و تصوف می دانند، معتقدند که به سوی حرم امامان معصوم علیهم السلام می شود نماز خواند. آیا این چنین تصوری صحیح است ؟

جواب :

همه فقهای اسلام اعم از شیعه و غیر شیعه معتقدند که قبله مسلمانان کعبه است و اگر کسی به سوی مکان دیگری که مغایر با کعبه باشد عمدا نماز بخواند، نمازش باطل است.

 

سؤال :

پرسش اینجانب در زمینه شناخت مرجع اعلم است. آیا می توان در مورد شناختن مرجع اعلم ، از علما و مراجع تقلید سئوال کرد که کدام یک از مراجع به نظرشان اعلم  می باشد ؟

جواب :
راه های شناخت «مجتهد» و «اعلم» بدین شرح است:
الف-  اين كه خود شخص ، اهل علم  و آگاه به مبانی فقهی باشد و بتواند مجتهد و اعلم را از طریق تالیفات وی یا بررسی کارشناسانه دروس او و یا از راه پرسش و پاسخ  تشخیص دهد.
ب-  اين كه دو شخص عادل از اهل علم و آشنا به مبانی فقهی گواهی دهند، به شرط اين كه دو نفر عالم عادل ديگر برخلاف گفته آنها شهادت ندهند. در این زمینه ، بین عالم عادلی که مرجع هست و عالم عادلی که مرجع نیست ، تفاوتی نمی باشد.
ج-  اين كه مجتهد مذکور آنچنان در ميان دانشمندان علوم دینی و محافل علمى به اجتهاد یا اعلمیت مشهور باشد كه از گفته آنان برای انسان يقين حاصل شود.
اگر تشخیص «اعلم» به صورت  قطعی میسر نگردد، احتیاط در آن است که از مجتهدی پیروی كند، كه گمان به اعلم بودن او دارد و در صورت شك ميان چند مجتهد و عدم ترجيح آنها، از هركدام بخواهد مى تواند پیروی كند.

 

سؤال :

من مي خواهم براي زندگي به كشور امريكا بروم چون مادرم مقيم آنجا هستند. مي خواستم از شما بپرسم كه مثلا آيا ناني كه در آنجا تهيه مي شود ويا غذاهايي كه در رستوران هايشان طبخ مي شود با توجه به اين كه نمي دانيم آن كساني كه آن غذا يا ماده خوراكي را تهيه كرده اند كافر يا اهل كتاب یا غیر آن  باشند خوردنش چه حكمي دارد ؟

و همچنين شما در يك رستوران سفارش غذايي مي دهيد كه بخشي از اين غذا داراي گوشت است  ( مرغ يا ماهي يا گوشت قرمز) و نمي دانيد كه اين گوشت چه ذبحي داشته. خوردن اين غذا چه حكمي دارد ؟

جواب :

 از نظر اینجانب ، انسان (خواه مسلمان باشد یا کافر کتابی یا غیر کتابی) ذاتا پاک است ، مگر اینکه علم به آلوده شدن وی به نجاست عرضی مانند شراب یا خون و امثال آن داشته باشیم.

بنا بر این در کشورهای غیر اسلامی ، غذاهایی که گوشت و چربی گوشتی حیوانی مانند لارد (چربی خوک) و ماده دیگر نجس نداشته باشند مباح است . همچنین انواع ماهی های پولک دار مثل ماهی سلیمان ، ماهی سفید ، ماهی تون و امثال آنها  و همچنین میگو  حلال است .  بنا بر این می توانید پیتزای سبزی و خوراک ماهی و ساندویچ های غیر گوشتی سفارش دهید. علاوه بر این بسیاری از رستورانهای حلال متعلق به مسلمانان در شهرهای بزرگ وجود دارد که غذاهای گوشتی آنها نیز حلال هستند.

 

سؤال :

در مورد مغز حرام ، توضیحاتی بفرمایید:
مغز حرام در کجای حیوان قرار دارد ؟
اگر قبلا آن را خورده باشیم ، تکلیف چیست؟
از نظر شرعی اصلا چرا خوردن آن حرام است؟

پاسخ :

مغز حرام ، همان نخاع است که در تیره پشت حیوان قرار دارد.
اگر قبلا آن را خورده باشید ، دیگر تکرار نشود.
از نظر شرعی ، اجزاء پَست در حیوان در دیدگاه عرف ، نباید خورده شود. 


سؤال :

برادر من سکته مغزی کرده است و نیمه چپ بدن او کاملا فلج است و نمی تواند حرکت کند. همسر و فرزند کوچک او باید به او کمک کنند تا بتواند طهارت را انجام دهد. حالا قصد مسافرت دارد. آیا حکم طهارت برای چنین شخصی چیست و در حال سفر یا به خاطر نداشتن محرم  که  نمی تواند طهارت را انجام دهد، چه باید بکند؟ 

جواب :

داشتن طهارت برای نماز لازم است. ولی در سفر و به خاطر نداشتن محرم که نمی تواند طهارت را انجام دهد ، نمازهای خود را بعدا قضا کند.

 

سؤال :

به نام خدا ، با سلام ، من در باب قبر و زيارت ، احاديث زيادي از ائمه (ع) ديده ام : 1- امام صادق (ع) از پيامبر (ص) روايت كرده اند كه پيامبر نهي فرمودند جز خاكي كه از قبر بيرون آورده مي شود خاك ديگري بر قبر بريزند.(فروع كافي 3/202 2) .
از امير المؤمنين (ع) : كسي كه قبري را بازسازي كند يا تمثالي بسازديقينا از اسلام خارج شده است.(وسائل الشيعه 2/868 3) .
امير المؤمنين (ع) : رسول خدا مرا فرستادند تا قبر ها را صاف كنم وبتها را بشكنم.(وسائل االشيعه 2/870 4).
از امام كاظم (ع) : نشستن بر قبر وساختن وگچ كردن وگل كردن جايز نيست .عموما ا ز وسائل االشيعه جلد 2 صفحات حوالي 870 وخيلي احاديث ديگر. در مورد اين احاديث چه مي فرمائيد ؟

پاسخ :

دو مسأله یاد شده در زیر را باید به صورت جداگانه در نظر بگیریم و احکام آن ها را بیان کنیم :

الف – بالا بردن قبری به عنوان اینکه به صورت بتی در آید و محل پرستش صاحب آن قبر گردد.

ب – ساختن بنا و یا مسجدی بر روی قبر یکی از بندگان شایسته خدا به عنوان احترام به وی و اینکه محل پرستش خداوند باشد.

در رابطه با مسأله اول ، شکی نیست که دین مبین اسلام ، اجازه بت سازی از قبور و یا پرستش مردگان را نداده است . روایاتی که در باره منع بلند ساختن قبور نقل شده و شما به آن ها اشاره کردید ، بر فرض صحت سند آنها ، بدین امر اشاره دارد.

اما در خصوص مسأله دوم ، یعنی ساختن بنا یا مسجد بر روی آرامگاه بزرگان دین ، مراتب ذیل را یاد آور می شویم :

1-ساختن بارگاه یا مسجد بر روی قبر بندگان شایسته خدا ، تنها به عنوان احترام و بزرگداشت آنان است ، نه به عنوان عبادت و پرستش آنان. بنا بر این ، در حرم بزرگان دین نیز، تنها خداوند بزرگ ، مورد پرستش قرار می گیرد و لا غیر.

2-از آیات شریفه قرآن چنین استفاده می شود که ساختن حرم برای اولیاء الهی و برپا ساختن مساجد بر روی آرامگاه عزیزان در گاه خدا به منظور بزرگداشت آنان ، در میان امّتهای پیشین نیز، امری مقدّس و شایسته به شمار می رفته است. از آیات سوره مبارکه "کهف" چنین استفاده می شود که پس از روشن شدن جریان اصحاب کهف و آگاه شدن مردم نسبت به مقام و منزلت آنان ، کسانی که در کنار آن غار گرد آمده بودند ، دو نظریه برای بزرگداشت آنان ارائه نمودند:
الف – گروهی از مردم گفتند : بر روی آنان ساختمانی بسازید. (سوره کهف ، آیه 21).
ب – دسته دیگر از مردم ابراز داشتند : بر روی آنان ، مسجدی اتخاذ خواهیم کرد.
در پرتو آیات یاد شده به خوبی روشن می گردد که ساختن بنا یا مسجد بر روی مزار بندگان شایسته خدا در میان دیگر امّتها نیز ، امری مقدّس و پسندیده بوده است. قرآن مجید  پس از نقل این داستان ، بدون اینکه از روش عملی آنان انتقاد کند ، با تقریر خویش ، آن را مورد تأیید قرار می دهد.
    3-  سیره عملی مسلمانان نیز در طول تاریخ ، بر همین اساس استوار بوده است. روشن ترین    گواه بر این امر ، مسجد نبوی و ساختمان حرم مطهر حضرت رسول خدا (ص) در مدینه منوره است که بر روی آرامگاه پیامبر گرامی اسلام ، بنا گردیده و زیارتگاه میلیون ها مسلمان در هر سال می باشد.

 

سؤال:
مطابق وقفنامه ای خاص مربوط به سال 908 هجری قمری (که واقف محدوده املاک موقوفه را شخص کرده است)، متولیان طی حدود 400 سال با استفاده ازعواید حاصله  رقبات مذکور را اداره کرده اند
. آیا حکومتها شرعاً مجاز به تغییر (کم و زیاد کردن محدوده موقوفات) ،  تملک  و  واگذاری اراضی موقوفه به غیر خواهند بود یا خیر ؟

جواب:
در صورت وجود وقفنامه معتبر و واجد شرایط، باید بر اساس آن وقفنامه عمل شود.

 

سؤال:

آبجوی به نام آبجو بدون الکل وجود دارد، می خواستم بدانم آشامیدن این آبجو حلال است یا حرام. ضمناً بعضی برادر های مسلمان می گویند در برنامه تلویزیون آلمان نشان داده که در این نوع آبجو ها زیر صفر الکل وجود دارد. 
می خواستم  بدانم
  تکلیف چیست.

جواب:
آبجو اگر دارای الکل باشد یا مست کننده باشد، حرام است
. اما اگر نوشابه ای از جو بدست آید و از اول بدون الکل باشد و مست کننده نباشد و انسان را از حالت طبیعی خارج نکند، حرام نیست. ولی اگر از اول الکل در آن وجود داشته و بعدا از آن گرفته شده، خوردن آن اشکال دارد.

 

سؤال:

در مورد دانلود کتابهای موجود در سایتها که به صورت رایگان می باشد  آیا برای ما که مقیم خارج از کشور هستیم و دسترسی به کتاب های موجود مشکل می باشد، منع شرعی وجود دارد؟

جواب:
اگر حق طبع آنها برای شخص یا سازمانی محفوظ نشده است و غرض از دانلود،فقط استفاده علمی باشد نه استفاده اقتصادی، اشکالی ندارد.

 

سؤال:

آیا کشیدن سیگار، شرعا حرام است؟

جواب:

کشیدن سیگار، حرمت شرعی ندارد ، گرچه اولی ، ترک آن است.

 

سؤال:

آیا دود سیگار، روزه را باطل می کند ؟

جواب:

دود سیگار، روزه را باطل نمی کند.

 

سؤال:
در حقوق ما می گوییم : اگر دختری را به عقد پسری در آورند در حالی که پسر یک دختر دیگر می خواسته این عقد باطل است. از نظر فقهی چه شرایطی دارد؟ مثلا عقد غير حضوري بوده ودختر و پسر توي يک اتاق جدا بودند؛ بعد آن پسر می بیند که مثلا زهرا نبوده، بلکه ميترا را به عقد او در آورده اند. این عقد چه حکمی دارد؟

جواب:
برای صحت عقد، شرایطی وجود دارد که از جمله آنها این است که زن و مرد همدیگر را بشناسند و نسبت به عقد ازدواج با یکدیگر رضایت داشته باشند. بنا بر این ، اگر بدون اطلاع شخص از کسی که او را به عقد وی در آورده اند، عقدی صورت پذیرد، این عقد را عقد فضولی می نامند. و این عقد در صورتی که آن شخص بعد از اطلاع از آن رضایت دهد و

نسبت به آن زن خوشنود باشد، صحیح است و در غیر این صورت باطل است. البته در صورت رضایت هم بنا بر احتیاط، باید صیغه عقد را مجددا بخوانند.

سؤال:
سؤالی برای بنده پیش آمده در مورد طفلی که انسان از پرورشگاه برای سرپرستی به درون
 خانواده خود می برد و با بچه های خود بزرگ می کند، بعد که به سن تکلیف رسیدند آیا آن طفل از لحاظ شرعی با بچه های آن خانواده که از  لحاظ جنسی متفاوت می باشند محرم خواهد بود؟ و یا با پدر و مادر آن خانواده؟

جواب:

محرمیت فقط از سه طریق حاصل می گردد:
اول : محرمیت نسبی مانند محرم بودن برادر و خواهر و امثال آن.
دوم : محرمیت سببی مانند محرم شدن عروس بر پدر شوهر به خاطر ازدواج با فرزند او.
سوم : محرمیت رضاعی که در صورتی که طفلی از زنی به مقداری شیر بخورد که عرفا گفته شود با شیر او رشد کرده است، این طفل با آن زن به عنوان مادر رضاعی، و با بچه های او به عنوان خواهر و برادر رضاعی محرم می شود.

سؤال:

تعدادی از بانوان مسیحی هستند که قبلا با مردان مسیحی ازدواج کرده اند و دارای فرزندانی می باشند. هم اکنون با مطالعه در باره اسلام ، به این نتیجه رسیده اند که اسلام بهتر از مسیحیت است و مایل هستند مسلمان شوند. اما شنیده اند که اگر مسلمان شوند، باید از شوهر خود جدا شوند و این امر برایشان مشکل است که کانون خانواده آنها از هم متلاشی شود. نظر شما در این زمینه چیست؟

پاسخ:

در این مورد خاص، آن بانوان مسلمان شوند و ازدواج آنان باطل نمی شود، ولی شوهر هیچگونه سیطره ای در امور زناشویی و تربیت اولاد نباید داشته باشد، بلکه آزادی بانوان تازه مسلمان در امور یادشده باید تامین گردد

سؤال:

اگر شخصی معتقد است که امامان شیعه خلیفه و جانشینان برحق پیامبر اسلام هستند و معصوم می باشند و اطاعت امر آنها نیز واجب است، ولی اعتقاد به علم لدنّی آنان ندارد و یا ولایت تکوینی آنها را باور ندارد، آیا این شخص را می توان شیعه دانست ؟

جواب:

اگر چنین شخصی سایر شرایط تشیّع را دارد و معتقد به خلافت بلافصل امام علی و امامت دوازده امام علیهم السلام هست و آنان را پیشوایان دینی واجب الاطاعه می داند، از دایره تشیع خارج نمی باشد. بلکه شایسته است با تحقیق بیشتر، به دیگر کمالات ائمه اطهار علیهم السلام واقف گردد و با باور قلبی به آن معتقد شود

سؤال

ما در اروپا زندگی می کنیم و در ایام عید، به دید و بازدید دوستان و بستگان خود می رویم و در منازل آنها مهمان هستیم ، یا اینکه با هم به رستورانی که صاحبش مسلمان است می رویم. آیا برای اطمینان از حلال و شرعی بودن گوشت مورد استفاده در غذای آنان، احتیاج به تفحص می باشد ؟ یا اینکه مسلمان بودن مهماندار، کفایت می کند ؟

: جواب

مسلمان بودن صاحب آن کافی است، مگر اینکه به خاطر قرائن و شواهدی بدانید که او به حلال بودن و حرام بودن گوشت مورد استفاده اهمیت نمی دهد. در چنین صورتی باید از خوردن غذاهای گوشتی خودداری کرد، ولی خوردن دیگر غذاها اشکالی ندارد

 

سؤال

آیا تنبیه بدنی همسر جایز است؟

جواب

زدن همسر جایز نیست. توضیح آن را در بخش پرسشها بیان کرده ایم

 

سؤال

آیا ارث زنان همیشه نصف مردان است؟

جواب

زن بودن یا مرد بودن در نظام ارث اسلامی نقشی ندارد. فلسفه اساسی در این نظام

مراعات عدالت و قرابت وارث با فرد درگذشته است. به این جهت، گاهی ارث یک زن

سه برابر یک مرد می شود و گاهی نصف سهم یک مرد را می برد. توضیح این امر

در بخش پرسشها آمده است

سؤال

آیا دست دادن با زنان در کشورهای غربی جایز است؟

جواب

یکی از مسائل مورد ابتلای مسلمانان در کشورهای غیر اسلامی این است که در بسیاری از اوقات در معرض مصافحه و دست دادن با زنان غیر مسلمان در ضیافتها و مجالس رسمی و دیپلماتیک و یا در محل شغل یا ادارات دولتی و یا در هنگام مصاحبه برای گرفتن ویزا و مانند آن قرار می گیرند ؛ و یا زنان مسلمان در موضع اضطراری برای دست دادن با مردان غیر مسلمان واقع می شوند و این پرسش را مطرح می کنند که آیا در چنین مواقعی دست دادن با زنان اهل کتاب و یا عموم غیر مسلمانان جایز است یا نه؟

در پاسخ به این پرسش ، به سه موضوع مرتبط با هم در این مسأله اشاره می کنیم. ابتدا به بررسی دیدگاه اسلام از زاویه احکام اولیه می پردازیم ؛ سپس مسأله مصافحه با حایل مانند دستکش را یادآور می شویم ، و آنگاه بحث جواز مصافحه در موارد حرج و اضطرار را از نظر شما می گذرانیم

احکام اولیه در خصوص مصافحه

بر اساس احکام اولیه اسلامی در مورد بانوان ، مردان اجازه ندارند بدن زن نامحرم را لمس کنند، خواه آن زن مسلمان باشد یا غیر مسلمان. در این زمینه ، روایات متعددی از پیشوایان بزرگ دین به ما رسیده است که برخی از آنها را از نظر شما می گذرانیم

عن سماعة بن مهران قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن  مصافحة الرجل المرأة . قال ( ع ) : لا يحل للرجل أن  يصافح المرأة إلا امرأة  يحرم عليه  أن  يتزوجها ( اخت أو بنت أو عمة  أو خالة  أو  بنت اخت أو نحوها) ، وأما المرأة التي يحل له أن يتزوجها فلا يصافحها إلا من وراء الثوب ولا يغمز كفها

یعنی: سماعة ابن مهران می گوید: از امام جعفر صادق علیه السلام در بار ه دست دادن مرد با زن پرسیدم. حضرت فرمود: جایز نیست مرد با زن مصافحه کندمگر زنی که ازدواج با وی برای او حرام است (یعنی زنانی که با او محرم هستند) مانند خواهر، دختر، عمه یا خاله یا دختر خواهر و مانند آنها؛ اما زنی که ازدواج با او برایش حلال است نباید با وی دست بدهد ، مگر از ورای لباس، و همچنین جایز نیست دست او را بفشارد

عن أبى بصير عن أبى عبد الله ( ع ) قال : " قلت له هل يصافح الرجل المرأة ليست بذات محرم؟ فقال : لا

یعنی: ابوبصیر می گوید به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا مرد می تواند با زن نامحرم مصافحه کند؟ حضرت فرمود: نه

روشن است که مورد سؤال و جواب در این روایات، مطلق است و شامل زنان مسلمان و غیر مسلمان می شود. بنا براین ، تفاوتی میان زن مسلمان و غیر مسلمان در زمینه عدم جواز مصافحه مرد نامحرم با او وجود ندارد. و اینکه برخی نویسندگان گفته اند مورد سؤال و جواب در این روایات انصراف دارد به زنان مسلمان، ادعایی بدون دلیل است

احادیث اسلامی دیگری نیز در این زمینه و در مورد کیفیت بیعت زنان با پیامبر اسلام در صدر اسلام در کتب روایی آمده است که مؤیّد همین حکم است و ما برای رعایت اختصار از نقل آنها صرف نظر می کنیم

بر اساس آنچه گذشت روشن می گردد که در حالت عادی و بدون ضرورت و اضطرار، مردان نباید با زنان نامحرم مصافحه کنند ، خواه آن زنان مسلمان باشند و یا غیر مسلمان

مصافحه با حایل

از مجموعه روایات اسلامی به خوبی معلوم می گردد که دست دادن مردان با زنان نامحرم ، اگر با حایلی مانند دستکش یا پارچه ای دیگر باشد و به قصد لذت جنسی و نوازش نباشد، اشکالی ندارد. در این مورد به عنوان نمونه به حدیثی از پیامبر گرامی اسلام اشاره می کنیم

قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : لا يجوز للمرأة  أن تصافح غير ذي محرم إلا من وراء ثوبها

یعنی: برای زنان جایز نیست با نامحرم مصافحه کند ، مگر از وراء لباس او

بنا بر این ، اگر مرد یا زن نامحرم دارای دستکش یا قطعه پارچه مشابهی باشد که دست وی را بپوشاند و مقصود از مصافحه با او التذاذ جنسی نباشد ، دست دادن دیگری با وی به صورت عادی جایز است

مصافحه در شرایط ضرورت و اضطرار

در فقه اسلامی قواعد کلیه ای مانند قاعده "لاحرج" و قاعده "لاضرر" وجود دارد که بر اساس آنها، احکام شرعی اولیه دگرگون می شود و جای خود را به احکام ثانویه می دهد. اینجانب تعداد نود و نه قاعده از این قبیل را در کتاب " القواعد الفقهیة" بیان کرده ام

بر مبنای این قواعد عامه ، اگر دست ندادن با زن نامحرم در کشورهای غیر اسلامی در شرائطی خاص ، توئم با حرج و یا خسارت قابل ذکری باشد و توضیح علت دست ندادن هم برای وی مقدور نباشد، در این صورت، مصافحه به شرط عدم قصد التذاذ جنسی و در حد ضرورت جایز است